خرید بک لینک
خداروشکر این زمستون کذایی رو به پایان کارهاسفند که آغاز بشه همچی که این نسیمای بهاری بهم بخورهحالم میاد سر جاشگفته بودم عاشق بهارم؟ آره گفته بودمعاشق آخرای زمستون و اولای بهارگفته بودم براتاز هوای خوبی که منو مییییبره اون بالا بالا هااز اینکه دوس دارم زمستونا برم جنوبزمستونای جنوبو بخاطر هوای بهاریش دوس دارمبهارو بخاطر نسیماش بخاطر بوی خوشش دوس دارمبزنه باز بهار شه بوی شب بو و یاس وشکوفه ی بهار نارنج منو دیوونه کنهآخ که اگه بودی...کاش بودی...کجای این دنیایی ؟که مطمئنم هستی و هنوز پیدات نکردممیدو

برچسب: نویسنده: نرگس اسدی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:46

این چشم غره های پدر از چیست؟؟مادر من اشتباه نکردم کهتا چند حرف توبه و استغفار؟؟عاشق شدم گناه نکردم که !اندوهِ او نمیرود از یادممن تا همیشه با غمِ او شادمجز عمر خود که هدیه به او دادمعمر از کسی تباه نکردم که...گفتی نظر خطاست قبول امامَهرو اگر چه دور و برم کم نیستهرگز منِ فلک زده جز آن ماهسوی کسی نگاه نکردم که!من قصه ی شبانه نمیگویم!بیهوده عاشقانه نمیگویم!میخواهمش که شعر و غزل گفتمدفتر فقط سیاه نکردم که!این چشم غره های پدر از چیست؟؟؟امشب سر نماز دعایم کناما مخواه توبه کنم مادرعاشق شدم... گناه نکرد

برچسب: نویسنده: نرگس اسدی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 0:46

صفحه بندی